آموخته ام... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:11
آموخته ام که خدا همیشه مرا میبیند ! آموخته ام که من تنها کسی نیستم که غمی در دل دارم ! آموخته ام که ساده دل نبندم ! آموخته ام که هیچ گاه وابسته نشوم ! آموخته ام که ساده زندگی کنم ولی ساده نباشم ! آموخته ام که گاهی هم باید خودم را توبیخ کنم ! آموخته ام که از اشتباهاتم درس بگیرم ! آموخته ام که سکوت گا...
یه اتفاق خوب... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:11
مادر دروغ گو... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
پسر هشت ساله ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: پسر با معصومیت جواب داد: پدر با تعجب پرسید: پسر گفت: بسلامتی تمام مادران دروغگو
خط بزن... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
كاغذ و خودكارت رو بزار جلوت آدمهای زندگیت رو یكی یكی بنویس اضافه كاری داره...خط بزن حسادت میكنه...خط بزن خوبیهات به چشمش نمیاد...خط بزن جنس مخالف رو ترجیح میده...خط بزن هروقت تنها شد یادت میفته...خط بزن پشت سرت حرف میزنه...خط بزن مكث نكن،فقط خط بزن از این نترس كه تنها بشی تنهایی شرف داره به حضورِ ای...
.... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
حقم بود... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
حال دل... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
همه چیز بستگی به هوای دلت دارد ! حال دلت که خوب باشد ، همه دنیا به نظرت زیباست ! آدم ها همه شان دوست داشتنی اند و همه را می توانی ببخشی ، حتی چراغ قرمز برایت مکثی دوست داشتنی می شود که لحظه ای پا را از روی پدال برداری و بتوانی فکرکنی به چیزهایی که دوست داری . حال دلت که خوب باشد ، حتی می شوی همبازی ...
گاهی لازمه زمین بخوری... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
گاهی وقتا لازمه زمین بخوری...! تا ببینی کیا پُشتتن... کیا باعث رُشدتَن... کیا میرَن...! کیا همه جوره می مونَن...!! گاهی لازمه جوری زمین بخوری که زخمی بشی ...! زخماتو باز بذاری.... ببینی کیا نمک میپاشَن...کیا مرحَم میذارن ...، کیا باتو هم دردَن کیا هم خودِ دردَن! هیچوقت تا زخمی نَشی نمیتونی بفهمی کی ...
سکوت کن... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
سکوت کن... هنگامیکه نمیدانی چه پاسخی بدهی، چه بگویی و یا چطور بگویی... سکوت کن... گاهی نگفتن شیرین تر از گفتن سخنان آشفته است که در لحظه تو را سبک میکند.. سکوت کن... یک وقتهایی بهتر است گوشهایت را در برابر حرف های نیش دار بگیری تا نشنوی.. و ب زبانت سکوت را بیاموزی.. سکوت کن... دقیقه هایی که حس انفجا...
تنهایی من چیز تازه ای نیست... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:10
مرا آرام بخوانید..... تمام نوشته هایم از خـــــــســــــــتــــــــگـــــــی درد میکند. . . تنهایـــــــــی شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...! و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام... تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان.... دیوانـــــه، خود خــــواه،بی ا...
دلم برای... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
دلم برای پاکی دفتر نقاشی و گم شدن در آن خورشید همیشه خندان، آسمان همیشه آبی، زمین همیشه سبز، و کوه های همیشه قهوه ای دلم برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز، برای پاک کن های جوهری و تراش های فلزی، برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی دلم برای تخته پاک کن و گچ های رنگی کنار تخته برای اولی...
یک روزهایی می آیند... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
یک روزهایی می آیندکه از گفتنِ هم خسته می شویم!یاد میگیریم که هیچکس در این دنیانمی تواند برای خستگی ما کاری کند .هیچ کس نمی تواند برای معشوقه ی از دست رفته ی مان، شناسنامه ی المثنی گم شده یمان توی سفر حقوق دو ماه عقب افتاده مان استاد بداخلاقی که دو ترم متوالی حالمان را می گیرددندان های خراب عصب کشی ن...
ماه خون... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
دل کندن از اینجا واسم خیلی سخته میخام از جایی دل بکنم که همیشه حرفایی که به احدی نمیتونستم بزنم اینجا نوشتم به هر حال دیگه آپ نمیشه ارادتمند پرنیا
خیلی ناراحتم... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
امشب خیلی ناراحتم... دلیلش رو هم کسی که ناراحتم کرده میدونه. من خیلی با احساســـم ایــنو همــه خوب میدونن. احساساتمم پنهان نمی کنم. ولی..تنفرم یه حسه ک من بعضی وقتا دچارش میشم. و متاسفانه اونم خیلی راحت بیان می کنم. من عصبانیتام خیلی وحشتناکه. خدانکنه یه روز عصبانی بشم که چشمم رو روی همه چی میبندم. ...
خواهری دوست دارم... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
خواهرم را دوست دارم مثل مهتاب مثل همه ی حرفهای خوب مثل آینه پاکخواهرم را دوست دارم مثل آب زلال مثل سایه همراهمثل کتاب آگاهخواهرم را دوست دارم مثل خودش مثل همه ی خواهرهامثل اشک مثل همه مثال ها خواهرم را دوست دارم برای اشکهایشبرای آرزوهایشبرای آه هایشخواهرم را دوست دارم خواهرم را دوست دارمخواهرم تینای...
زندگی... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:09
چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم: چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج، چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند." زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی، یک چیزی که امید بدهد به دلت، انگیزه شود، بنزین باشد برای حرکت ماشین...
تو رفتی و پرپر شدم ... - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 8:08

برچسب‌های مرتبط

کلینیک خدا | كلينيك خدا | کلینیک خدادوست | به کلینیک خدا رفتم | کلینیک دکتر خدادوست | کلینیک دکتر خدادوست شیراز | پاورپوینت کلینیک خدا | به كلينيك خدا رفتم | کلینیک چشم پزشکی خدادوست شیراز | کلینیک چشم دکتر خدادوست